مدرسه، آموزش ابتدایی، تدریس و مطالب آموزشی سودمند، نمونه سؤال |
دیگر نشد ننویسم!
امسال همکاران بسیاری در منطقه ی ما، از نحوه ی سازماندهی نیروهای آموزش ابتدایی در مدارس و اعمال نفوذ برخی از مسئولین داخلی مدیریت محترم آموزش و پرورش منطقه در سازماندهی، گله و شکایت داشتند. البته این امر سال هاست که رواج دارد! چه کسی با همکاران ما درد دل می نماید؟! ...
مسئولیت ها هم در منطقه ی ما آبستن حوادثی همانند انتخابات مجلس می باشد؛ که اولین آن ها مدیریت آموزش و پرورش منطقه ی ماست! دریغ و صد دریغ از نقد و انتقادی که از عملکرد و خدمات آنان درآید ...! از عهده چه کسی برآید ...؟!
تأثیر اینترنت بر زندگی روزمره برای کسی پوشیده نیست. آن چنان دگرگونی در جوامع به وجود آورده است که نه تنها دسترسی به آن، بلکه سرعت و پهنای دسترسی به اینترنت نیز از عوامل مهم پیشرفت جوامع گردیده است.
اگر بخواهیم اینترنت را در کشور عزیزمان با کشورهای پیشرفته مقایسه نماییم؛ ما در عصر حجر زندگی می نماییم! عزیز من تهران را نمی گویم! شهر کوچک خودمان و نقاط دوردست و محروم کشورمان را می گویم!
مشکلات دسترسی به اینترنت، بلای جان وبلاگ بنده نیز گردیده است. بنده از بابت عدم به روز رسانی به موقع وبلاگ، از دوستان پوزش می طلبم.
نکته ی جالبی است: با تجربه های آموزشی که در پایه های مختلف دوره ی ابتدایی دارم، می توانم به جرأت بگویم که دخترها از پسرها با هوش ترند!!!
زود قضاوت نکنید. این نظر فقط یک برداشت سطحی است.
در سنین دوره ی ابتدایی، رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی دخترها نسبت به پسرها بیشتر است و در آنان زودتر به وقوع می پیوندد.{ این امر در سنین بالاتر جبران می گردد.} بنابراین دخترها در سن و کلاسی مشابه با پسرها، قدرت یادگیری بیشتری دارند و در ظاهر باهوش ترند!
البته مهم است که تفاوت های فردی و موقعیت اجتماعی را همیشه در نظر داشته باشیم.
نظر شما چیست؟
آیا در دوره ی ابتدایی، تدریس در مدرسه ی دخترانه راحت تر و بهتر است یا در مدرسه ی پسرانه؟!!!
بعد از مدّت زمانی طولانی وبلاگ به روز می شود! دلیل آن هم دسترسی سخت و پرهزینه به اینترنت می باشد.
نکته ای درباره ی نمونه سؤال ها: ممکن است برای استفاده از نمونه سؤال ها، نیاز به تغییر فونت و اندازه ی قلم داشته باشید.
ممنونم و سال تحصیلی خوبی را آرزومندم.
یک کلام، فرزام
نام ونام خانوادگی: فرزام رکنی کلاس: پنجم ابتدایی
ورزش مورد علاقه: فوتبال
تیم مورد علاقه (داخلی): استقلال
تیم مورد علاقه (خارجی): آرسنال
او یکی دیگر از دانش آموزان کوشا در کلاسم است. علاقه ی فراوانی به فوتبال دارد. در درس هایش نیز کوشاست. امیدوارم که در آخر سال با تلاش و کوشش خود، با موفّقیّت پا به عرصه ی دوران راهنمایی بگذارد. آن دورانی که می تواند فوتبال خوبش را با بزرگترها ادامه دهد.
در آموزش و پرورش، نگرش نسبت به تکالیف نوروزی دیگر پررنگ نیست. دلیلش را نمی دانم! شما می دانید؟
... حالا هر چی باشد؛ خودم که از دو سال پیش، تکالیف مختصر و مفید تهیّه می کنم و آن را در اختیار دانش آموزانم می گذارم. مختصر بدان جهت که دانش آموزان از درس و تکلیف زده نشوند و انجام آن هم ساده باشد. چه بسا که در سال های گذشته تکالیف نوروزی حجیم و سنگین و بیش از کشش بچّه ها با عنوان پیک نوروزی و بهاریّه و ... تحویل می دادیم و همان ها را ناقص و انجام نشده تحویل می گرفتیم.
... بماند ...
چون به انجام تکالیف بسیار حساس هستم و در عین حال به همکاری والدین با فرزندان دلبندشان و همراهی آنان با اولیاء مدرسه اعتقاد خاصّی دارم، امسال به مرور تکالیف نوروزی دانش آموزان عزیزم پرداختم.
نتایج از نظر خودم (و از نظر آموزشی) قابل قبول بود. و حالا بهترین دانش آموزانم را که تکالیف خود را بسیار عالی انجام داده اند، معرّفی می نمایم:
پایه ی دوّم: زهرا سلیمانی - سیدمحمدصادق عابدی - مهدی عبّاسی کبودانی
پایه ی سوم: محمدعلی فداقی - مهسا قلیزاده - فاطمه منتظمی - داریوش ولی پورکلتی
بهترین تکلیف و زیباترین کارها هم متعلّق به دانش آموز خوبم فاطمه(عسل) منتظمی است که خودش طرح روی جلد کامپیوتری و رنگی برای تکالیف آماده کرده بود. کادرهای چاپی نیز برای املاهایش در نظر گرفته بود.
به هر حال کار همه عالی و شایسته ی تقدیر می باشد. امیدوارم همیشه موفّق و پیروز باشند.
چه لذّتی دارد وقتی که یک دانش آموز، با دست های خودش کاری عملی در رابطه با درسش را انجام می دهد. هم خودش از کارش لذّت می برد و هم دیگران از این کار خشنود می شوند.
پارسال دانش آموز کلاس سوّمی داشتم که بدون این که از وی بخواهم، بسیاری از کارهای عملی کتاب ریاضی و آزمایش های علوم تجربی را در خانه آماده می کرد و با انجام آزمایش ها در خانه، به راحتی آن ها را در مدرسه برای دیگران بیان می کرد.
نامش زهرا افشار بود که اکنون دیگر شاگردم نیست. در عوض، امسال در همین پایه دانش آموز کوشای دیگری دارم به نام فاطمه منتظمی که همه او را با نام عسل می شناسند. وی هم به صورت خودجوش، کارهای عملی ریاضی (اشکال هندسی و ...) و آزمایش های علوم را در کلاس ارائه می نماید.
لازم است بگویم که همه ی دانش آموزانم کوشا هستند و شایسته ی تقدیر.
و تلاش بیش تر، شایسته ی تقدیر فراوان.
بی شک مهم ترین نیاز هر تدریسی آرامش است. این آرامش هم باید در محیط مدرسه و هم در خارج مدرسه برقرار باشد تا امر مهم تدریس انجام گیرد.
چون مهم ترین بخش آموزش در مدرسه صورت می گیرد، آرامش در این بخش بسیار مهم تر از عوامل دیگر است.
در محیط مدرسه باید بین آموزگار و دانش آموز آرامش برقرار باشد. اگر آموزگار از آرامش لازم در تدریس برخوردار نباشد(مثلاً اگر به دلایلی عصبانی باشد)، تدریس وی به هیچ دردی نمی خورد.
بین آموزگاران و همکاران یک مدرسه هم، همین رابطه ی منطقی وجود دارد.
و سخن آخر این که، بین والدین و مدرسه(دانش آموز، آموزگار و سایر همکاران) هم، همین رابطه ی منطقی وجود دارد.
در این چند سال آخر تدریس، خیلی سعی کردم ریشه ی بعضی از مشکلات درسی و رفتاری دانش آموزان را بیابم و آن مشکلات را حل نمایم
.این روزها، یک فرضیه برایم ایجاد شده که احتمال قریب به یقین می تواند جواب باشد
.در دوره ی ابتدایی، دانش آموزانی که با سنّ غیر واقعی و کوچک تر در پایه ی بالاتر می نشینند، به مشکلات درسی و رفتاری دچار خواهند شد که برای آینده ی کودک می تواند خطرناک باشد
.با سلام، مدّتی است که ننوشته ام. دلیل آن را بیان می کنم. راستی عنوان این قسمت کمی آشنا به نظر نمی رسد!
در سال تحصیلی گذشته، در کلاس سه پایه تدریس می کردم. دانش آموزانم ۱۰ نفر بودند که به ترتیب در پایه اوّل ۳، پایه دوّم ۶ و پایه ی سوّم ۱ نفر پراکنده بودند.
و امّا امسال، در کلاس چهار پایه تدریس می کنم. دانش آموزانم فعلاً ۱۰ نفر هستند که به ترتیب در پایه اوّل۱، پایه دوّم ۳، پایه سوّم ۵ و پایه ی پنجم که خود اندازه ی دوره ی راهنمایی کار دارد، ۱ نفر پراکنده هستند.
حالا بیابید پرتقال فروش را؟!
حدود دو سال گذشته، برای چهار دست پیراهن، پارچه خریدم در دو رنگ و از هر رنگ برای دو پیراهن. سال گذشته هم دو کت ارزان قیمت خریدم و برای هر کت دو شلوار مشابه سفارش دادم
.این لباس ها را هنوز هم دارم و می پوشم و خواهم پوشید. به تمیزی خیلی حساس هستم و بلافاصله لباس ها را عوض می کنم. به همین خاطر، دیگر یواش یواش رنگ از صورت پیراهن هایم می پرد
.حالا فکر کنید که برداشت دیگران از سر و وضع من چه می باشد ... ؟
!خوب این مردم و نظرات آن ها! حالا توجّه شما را به خواندن مطلب زیر از وبلاگ یکی از دوستانم به این نشانی
(http://www.turkmen.blogsky.com/?PostID=32) جلب می نمایم:نامه 1 سیاه پوست به 1 سفید پوست
سلام دوست سفید من
من وقتی به دنیا می آیم سیاهم
وقتی رشد می کنم سیاهم
وقتی زیر آفتاب می ایستم سیاهم
زمانی که بیمار می شوم سیاهم
وقتی می ترسم سیاهم
و وقتی می میرم باز هم سیاهم
ولی تو ای دوست سفید من:
وقتی به دنیا می آیی صورتی هستی
وقتی رشد می کنی سفید هستی
وقتی زیر آفتاب می ایستی سرخ می شوی
زمانی که بیمار می شوی سبز می شوی
وقتی احساس سرما می کنی آبی می شوی
هنگامی که می ترسی زرد می شوی
و وقتی می میری خاکستری می شوی
آنگاه به من می گویی رنگین پوست
آری، حکایت جالبی بود!
من هم آدمی هستم با خلق و خوی ثابت (و سر و وضع ثابت!) که سعی می کنم تا همیشه در جهت رشد و پیشرفت خودم و (مهم است) دیگران گام بردارم. و به هیچ وجه حاضر به پذیرش پیشرفت خودم با زمین زدن یا تخریب دیگران و روحیه ی آنان نیستم
.و حالا شما چگونه اید؟! ... این من هستم که خودم را می سازم و خودسازی می نمایم. دیگران هم به جای پرداختن به امور ظاهری یا باطنی من و دیگر یاران و دیگرسازی(!)، باید خود را بسازند و به فکر کمال نهایی خود باشند. آن گاه که به کمال هم رسیدند، به نهایت خواهند فهمید که هنوز اندر خم یک کوچه اند. آخر می دانید، من بارها به آن درجه ی کمال (با دانسته های ناقص خودم) رسیده ام و دوباره، شروع به خودسازی کرده ام!
... و در آینده این کار تکرار خواهد شد!
روزهای تعطیلی مدارس بهترین فرصت برای رسیدگی به امور خانواده ی (همسر و فرزندان) خودمان است. آن ها که همیشه مشتاق هم نشینی و صحبت با ما هستند. ما درطول سال برای آنان وقت کمی گذاشته ایم.
با برنامه ریزی مناسب به خصوص با مسافرت به مراکز زیارتی، دیدنی و تفریحی می توانیم خدمت بزرگی به خانواده و فرزندان خود نماییم.
البتّه خودم بیشتر مسافرت های کوتاه مدّت را می پسندم تا هزینه ی کمتری داشته باشد و هم چنین، در صورت امکان به مسافرت دیگری هم بروم.
با به وجود آوردن لحظات شاد برای خانواده مانند مسافرت، نه تنها آن ها را خوش حال می کنیم، بلکه خودمان هم شاداب و سرحال می شویم. و این شادابی قطعاً در آینده ی نزدیک به دانش آموزان و همکاران منتقل خواهد شد.
هدفم از عنوان برنامه ریزی این بود که از هم اکنون برای سال تحصیلی آینده آماده شویم و قدم اوّل را از خانواده ی خود آغاز نماییم.
روز معلّم را به همه ی هم کاران گرامی و خوانندگان عزیز تبریک می گویم.
مطلبی که خواهید خواند، واقعیّتی است که به شکل های گوناگون بارها شاهد آن بوده ام.
... توقّع های بی جا: انتظاراتی از قبیل:
- درخواست تحصیل فرزند دلبند(!) کسی در پایه ی بالاتر ولو برای مدّت زمان محدود.
- درخواست توجّه و محبّت بیش از اندازه و بیش تر از دیگران.
- نازک نارنجی بار آوردن فرزند و درخواست ناز کشیدنش در مدرسه.
- درخواست نمراتی بالاتر از توان دانش آموز.
- ... (ناگفتنی!)
و به هر حال دلم پر بود.
مطمئن هستم که این درخواست ها خودبینانه و منفعت طلبانه و بدون در نظر گرفتن مصلحت دیگران و به خصوص دیگر دانش آموزان عزیزم است. آن هایی که مشکلاتی در درس و رفتار خود در نتیجه انجام موارد بالا در گذشته دارند.
والسّلام.
باسلام. خواننده ی گرامی، اگر مشکل یا سؤالی در زمینه ی آموزش ابتدایی به خصوص پایه اوّل داشتید، با وبلاگ یا با پست الکترونیک در میان بگذارید، تا جایی که بتوانم(!) در حلّ آن خواهم کوشید.
از شما هم کار عزیز هم تقاضا دارم که تجربیات ارزشمند خود را با وبلاگ در میان بگذارید.
التماس دعا!
دو سایت جالب برایتان معرّفی می نمایم. هر دو سایت مطالب خوب و سرگرم کننده ای برای فرزندتان دارد و به دیدنش می ارزد:
۱- سایت فارسی کودکان: http://www.koodakan.org/
۲- پوپک: http://www.poopakmag.com/
عجب دنیایی شده است! با کمی جستجو در اینترنت کلّی مطالب ارزنده ی علمی می توان به دست آورد. امّا به زبان فارسی؛ نه!
در جستجوی مطالب مفید و آموزنده ی درسی در اینترنت هستید: پدر یا مادری هستید که علاقه ی زیادی به پیشرفت فرزندش دارد، آموزگاری هستید پرتلاش، و یا هر جستجوگر دیگر؛ در اینترنت جستجو می نمایید. عجب! چه نتایج عالی! کلّی سایت ردیف شده است!
در وب سایتی وارد می شوید، از جستجویتان ناامید می شوید. زیرا بسیاری از سایت ها، هیچ مطلب آموزشی ندارند. آن ها هم که دارند، یا کلمه ی عبور می خواهند (عدّه ی خاصّی می توانند از آن استفاده کنند؛ همانند بعضی سایت های دولتی که باید عمومی باشند!) یا بروز (آپ دیت) نمی شوند یا مطلب معرّفی شده در پیوند موجود نیست یا این که با پیام سرور دچار اشکال شده، روبه رو می شوید!!!
با این حال چند سایت مفید پیدا می شوند. به هر حال از هیچی بهتر است، هر چند آن ها هم نقایصی دارند. به امید روزی که منابع آموزشی فارسی فراوانی در اینترنت بیابیم!
دكتر جواد آريننژاد در گفتوگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران ـ منطقه خراسان - در بيان اثرات منفي رواني و جسماني نخوردن صبحانه گفت: با حذف صبحانه از برنامه غذايي، دانشآموز بيحوصله شده و نميتواند كار فكري طولاني انجام دهد.
وي سپس افزود: با نخوردن صبحانه آستانه تحريك كودك براي شروع حركات فيزيكي و تخليه انرژي كم ميشود و اين كمبود خود را در جنبههاي روان پزشكي نشان خواهد داد.
وي در خصوص تغذيه كودكان در سال تحصيلي جديد گفت: بزرگترين معضل در اين زمينه مراكزي است كه در مدراس زير نظر آموزش و پرورش اقدام به تحويل خوراكي به بچهها ميكنند.
آرين نژاد افزود: در اين زمينه بايد در ميان اولياي مدارس و اولياي كودكان فرهنگسازي انجام شود تا كودك از خوراكيهايي استفاده كند كه در خانه تهيه ميشود.
وي با تاكيد بر احياي سنتهاي قديمي در زمينه تغذيه اظهار كرد: بهتر است كه بوفه مدارس از مواد غذايي مثل عدسي و تخم مرغ آب پز براي تغذيه دانشآموزان استفاده كنند.
اين متخصص تغذيه با تاكيد بر پرهيز از مصرف خوراكيهايي چون كيك، پفك، چيپس و بيسكويت گفت: به جاي اين مواد ميتوان از كنجد، خرما، گردو و بادام استفاده كرد.
آرين نژاد مصرف بيش از حد ساندويچ و پيتزا را سونامي تغذيه ناميد و اظهار كرد: به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت اين افراد 15 برابر ديگران مبتلا به سرطان ميشوند و اين فاجعه است.
وي با تاكيد بر استفاده از شير گفت: شير نبايد محلي و استرليزه باشد، بلكه بايد حتما پاستوريزه باشد ضمن اينكه بر مصرف شير كاكائو هم نبايد اصرار ورزيد.
منبع: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-587860
وي ادامه داد: عمدتاً كودكاني كه صبحانه صرف نميكنند، قدرت يادگيري و يادآوري ضعيف تري نسبت به ساير كودكان دارند.
وي ضمن اشاره به اهميت صبحانه يادآور شد: منبع انرژي سلولهاي مغزي، فقط گلوكز است و هيچگونه ذخيره چربي در مغز وجود ندارد. به همين علت افت قند خون ناشي از عدم مصرف صبحانه قبل از هر چيز، روي كارايي مغز تاثير سوء ميگذارد.
دادخواه خاطرنشان كرد: كودكاني كه صبحانه نميخورند، تمايل بيشتري به استفاده از خوراكيهاي كم ارزش مثل شكلات، پفك و چيپس دارند و مصرف اين خوراكيها موجب از دست رفتن اشتهاي آنها براي صرف ناهار و بروز چاقي ظاهري مي شود.
اين مشاور رژيمدرماني در پايان تصريح كرد: كليه بيماريهايي كه در بزرگسالي ناشي از مصرف غلط غذاها و يا عادات اشتباه غذايي است از كودكي قابل اصلاح است. بايد سعي كرد طريقه سالم زيستن را از دوران مدرسه و قبل آن به كودكان آموخت.
منبع: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-544931
با سلام به بینندگان گرامی این وبلاگ!
شاید با مطالعه ی قسمت هایی از این وبلاگ، این تصوّر به شما دست دهد که آموزگار نویسنده ی آن، وضعیت آموزشی بدی را در سال تحصیلی جاری(۸۵-۸۴) در پیش دارد. خیر این طور نیست، امسال یکی از بهترین و پربارترین دوران تدریس بنده می باشد. با توجّه به محرومیت شدید از نظر وسایل و منابع آموزشی، مشکل حادّی در آموزش نمی بینم{دقّت نمایید فقط آموزش}.
در پرورش دانش آموزان است که باید کار بیشتری صورت بگیرد. در این زمینه هم همکاری بیشتر اولیاء را می طلبم تا با معلّم فرزندشان و مدرسه، هم-آهنگ تر باشند.
قابل توجّه این که گاه حاشیه های بی موردی برای دانش آموزان و مدرسه ی کوچک ما پیش می آید. اگر این مورد را ریشه یابی نماییم، به نکات قابل حل و دارای راهکار ساده ای خواهیم رسید.
یکی از دانش آموزان خوب با املاهایی خوب، مدّتی در املا بعضی از کلمه ها را غلط می نوشت. (می آید) را می نوشت (مَیاد) و ... .
چند روز در رفتار و صحبت هایش دقّت کردم. نتیجه جالب بود. وی بیشتر از بچّه های دیگر سریال شب های برره را تماشا کرده بود و با بیان قسمت های مختلف این برنامه به بچّه های دیگر، سعی می کرد همانند هنرپیشه های این برنامه صحبت کند. در نتیجه قالب صحبت کردن جدید ملکه ی ذهنش شده بود.
با چند بار صحبت با این دانش آموز و یادآوری در موقع املا، خوش بختانه قبل از مراجعه به والدینش، این مشکل حل شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|