تبليغاتX
آموزش ابتدایی (مدرسه)
 
مدرسه، آموزش ابتدایی، تدریس و مطالب آموزشی سودمند، نمونه سؤال
 

چندی پیش مطلبی درباره ی افت تحصیلی در روزنامه ی اطلاعات روز پنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۷ خواندم که بد ندیدم آن را با شما در میان بگذارم:

مفهوم و علل افت تحصیلی

افت در لغت به معناي افتادن، نقصان، كاستي و كاهش است و اصطلاح آموزشي آن افت تحصيلي است كه در معناي عام به مردودي دانش‌آموزان و تكرار پايه‌ي تحصيلي اطلاق مي‌شود.

افت تحصيلي را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد:

الف) افت تحصيلي آشكار (كمي): به تعداد آمار مردودي هر پايه و تكرار آن اطلاق مي‌شود.‌

ب) افت تحصيلي پنهان (كيفي):

افت تحصيلي پنهان (كيفي) به دو دسته تقسيم مي‌شود:

الف: شامل دانش‌آموزاني مي‌شود كه براي جلوگيري از مردود شدن با توسل به شيوه‌هاي مختلف اقدام به گرفتن نمره نموده و جان به سلامت مي‌برند كه ممكن است ضعف خود را درپايه‌هاي بالاتر نشان داده و يا آن را جبران كنند.

ب: افت را اگر به معناي كاهش بگيريم هرگونه كاهش در رسيدن به اهداف آموزش و پرورش اعم از علمي و تربيتي و پرورشي افت محسوب مي‌شود كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

1- يكي از اهداف آموزش و پرورش ساختن افرادي است كه بتوانند با استفاده از آموخته‌هاي خود بر مشكلات فائق آيند بنابر اين وجود مشكلات خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و.. و ناتواني افراد براي غلبه بر آنها نوع ديگري از افت تحصيلي را نشان مي‌دهد.

2- اهداف آموزش و پرورش در هر جامعه‌اي انتقال ميراث فرهنگي جامعه به نسل‌هاي بعدي است بنابراين به همان تعداد كه در جامعه‌اي افراد بي‌توجه به ارزش‌هاي فرهنگي جامعه وجود داشته باشد يا به همان نسبت كه ارزش‌هاي فرهنگي در درون افراد نهادينه نشده باشد (افت ارزش‌ها) آموزش و پرورش در رسيدن به اهداف خود دچار افت گرديده است. نمونه‌هاي آن تقلب كردن دانش‌آموزان در جلسه‌ امتحان، رواج دروغ‌گوئي در جامعه، ريا، فريبكاري و غيبت، است.

3- به هر ميزان جامعه‌اي تا رسيدن به مرز خودكفائي فاصله داشته باشد، افت روش‌هاي آموزش را در حدي كه وظيفه‌ آموزش و پرورش است، نشان مي‌دهد. زيرا با 12 سال كه افراد اعم از زن و مرد در مدرسه مي‌گذرانند چنانچه نظام آموزشي پويا و از انعطاف لازم برخوردار باشد، بايستي بتواند افرادي را تربيت كند كه ضمن آنكه گليم خود را از آب بيرون مي‌كشند، به رفع نيازهاي جامعه كمك كنند.

از علل افت تحصيلي:

1- ناپايداري مدارس (تعويض مكرر و هر ساله‌ كادر اداري و آموزشي مدارس كه امكان برنامه‌ريزي منسجم و چندين ساله را نمي‌دهد)

2- عدم كارائي مشاورين مدارس (محدود شدن وظيفه‌ مشاوره به هدايت تحصيلي صرف كه آنهم به درستي انجام نمي‌گيرد)

3- كمبود فضا و تجهيزات و ساعات كارگاه و آزمايشگاه و كمررنگ شدن نقش آزمايش در تدريس و اكتفا كردن به تئوري.

4- عدم استفاده از تكنولوژي‌هاي روز در آموزش (سي دي‌هاي آموزشي - ويدئو پروژكتور - فيلم‌هاي آموزشي)

5- بي‌هويت شدن مدارس متوسطه با عمومي شدن سال اول و جدا كردن سال آخر به عنوان پيش‌دانشگاهي.

6- مديريت خودمحور و غيرمشاركتي مدارس و بي‌توجهي به نظر معلمان در انتخاب مديران‌

7- كاربرد روش‌هاي تدريس غيرفعال و سنتي كه باعث خستگي دانش‌آموزان و بي‌تحركي آنها و فعال نشدن فكر و ذهن آنها مي‌شود.‌

8‌- عدم ثبات در اهداف و روش‌هاي آموزشي و پرورشي كه با تغيير دولت‌ها به يكبار كل سياست‌گذاران و به تبع آن سياست گذاري‌ها عوض مي‌شود.

9- وضعيت معيشتي نامطلوب معلمان كه باعث دو شيفته كار كردن و يا دو شغل بودن آنها مي‌شود و باعث مي‌گردد با روحيه‌ مناسب در كلاس درس حاضر نشوند.

10- بي‌انگيزه بودن معلمان نسبت به مطالعه و در نتيجه تكرار مكرر مطالب بدون ايجاد جاذبه‌ جديد براي دانش‌آموزان.

11- عدم بكار گماردن مديران آموزشي كارآمد كه دوره‌هاي خاص مديريت آموزشي را علاوه بر رشته‌ تخصصي خود گذرانده باشند در سطوح مختلف مديريتي.

12- كمبود فوق برنامه‌هاي موثر و محدود شدن فوق برنامه‌ها به برگزاري تعدادي مسابقه احكام و... (ناكارآمدي معلمان پرورشي)

13- جدا كردن امور آموزشي و پرورشي كه معلمان فقط به مسائل آموزشي مي‌پردازند.

جالب نبود! ولی نویسنده اش کی بود؟ معلوم نبود!

  نوشته شده در  87/12/07ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

۲۰:۳۰

تعجّب ننمایید!

برنامه ی ۲۰:۳۰ چندی است حال و احوالی از وزیر محترم ما (آموزش و پرورش) می پرسد.
ایشان چندی پیش خبر خوشی دادند که امروز به ناخوشی شان ختم شد. ما که منتظر هستیم خبرها همیشه خوش باشد!
امشب هم، در این برنامه، صحبتی از استاندارد تعداد دانش آموز در کلاس شد. تعداد ۲۰ تا ۳۰ که آقای وزیر بیان فرمودند، متناسب با برنامه ی ۲۰:۳۰ بوده است! اساتید آموزش و پرورش ما ۱۰ سال پیش، استاندارد جهانی آن را ۱۸ نفر می گفتند.
خوب بگذریم؛ اگر وزیر محترم سری به استان سرسبز ما، گلستان، و شهرستان عزیز ما، آق قلا، بزنند، کلاس های بسیاری خواهند یافت که خارج از استاندارد وطنی(!) می باشد. بنده در آموزشگاهی تدریس می نمایم که همکارم در کلاسش ۳۹ دانش آموز دارد! در داخل شهر بالای ۴۰ نفر هم یافت می شود!

این امر حاکی از این است که آموزگاران محترم ما در کلاس هایشان کاری در حد معجزه انجام می دهند.

  نوشته شده در  87/07/15ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

قاراشمیش

در سال های گذشته متفکرین(شاید مدیران؟) آموزش و پرورش دم از استانداردهای آموزشی می زدند!
تلاش بر این بود که سطح علمی و کیفی خود در آموزش و پرورش را به استاندارد آموزشی جهانی(نترکید!) برسانیم! صحبت از تراکم دانش آموز در کلاس و تناسب تعداد معلم به دانش آموز بود... و ...!

آقا ما آینده ی آموزش و پرورش را فدای محدودیت منابع مالی کرده ایم! چطور؟
سال ها قبل اساتیدمان می گفتند که استاندارد جهانی و آرمانی تعداد دانش آموز در کلاس درس ۱۸ نفر است. حال این امر به عناوین مختلف زیر پا گذاشته می شود. بگذریم از این بحث که تراکم زیاد دانش آموز در کلاس یکی از عوامل افت تحصیلی(نه مردودی) و یا بهتر است بگویم افت بار علمی وی می شود.

 قضیه از روزی آغاز شد که رشد جمعیّت کشور کمی کاهش داشت، بار مالی آموزش و پرورش هم بر دوش دولت کریمه از قدیم الایّام سنگینی می نمود! باور کنید هنوز هم این نظر وجود دارد که آموزش و پرورش یک نهاد صرفاً مصرفی می باشد.

حالا برگردیم چطور؟

گویا سال به سال (مالی) از وزارت محترمه آموزش و پرورش (من از صاحبنظران شنیدم) دستوری می رسد که شما امسال باید این قدر از بودجه بزنید(صرفه جویی داشته باشید!).
کمبود بودجه مساوی است با کمبود کلاس، کمبود نیرو و ... . سازمان ها و مدیریت های مناطق هم با هماهنگی، هر سال چند مدرسه را منحل می نمایند! چندین کلاس درس را ادغام می نمایند! دیگر به سادگی برای مدرسه ای معاون تعلّق نمی گیرد! مدیر هم باید در کلاس تدریس نماید! راست می گویم، مدیران مقاطع متوسطه باید تدریس نمایند! حالا برای سال های دیگه من نمی دانم!!! و به هر حال دارند صرفه جویی می کنند.

راستی آن شعار را به یاد دارید: با ساختن مدرسه ای(درست و حسابی نه شعاری)، زندانی را خراب کرده ایم.

التماس دعا

  نوشته شده در  87/04/11ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

یک کتاب خوانده ام که نگرش جدیدی درباره ی تربیت و در کل آموزش و پرورش چه دانش آموزان و چه فرزندان خودم در من ایجاد کرده است. تا نخوانید این موضوع را درک نخواهید کرد. توصیه می کنم که این کتاب را حتماً یک بار مطالعه نمایید.

نام کتاب: چگونه به موفّقیّت فرزندمان کمک کنیم؟
(راهنمای والدین و آموزگاران برای یادگیری بهتر بچّه ها)

نویسنده: آدل فابر و الین مازلیش          مترجم: ستاره آخوندی         ناشر: انتشارات همشهری

نوشته های پشت جلد این کتاب:

بدون شک، فرزندان ما در آینده با مشکلاتی مواجه می شوند که امروز ما با آن دست به گریبانیم. از این رو، والدین و آموزگاران باید به کمک یکدیگر بکوشند به کودکان و نوجوانان بیاموزند که چطور می توان با مشکلات مواجه شد و چطور می توان بهترین شیوه را برای مقابله با آن را به کار گرفت. اگر به فرزندان امروز بیاموزیم که از قوّه ابتکار خود برای حل مشکلات استفاده کنند، توانایی هایی را در آنان پدید می آوریم که می توانند در سراسر عمر خود به آن تکیه کنند.

  نوشته شده در  85/11/17ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

بعضی مواقع رفتار و اخلاق فردی را برای دانش آموزانم با گل محمّدی بیان می کنم. به شرح زیر:

بچّه ها، هر کدام از شما یک گل محمّدی هستید. گلی هستید بسیار خوشبو و خوب، نرم و لطیف. همه این گل را دوست دارند.

بچّه ها هر گل محمّدی، با این همه خوبی، خار دارد و با این خار بعضی مواقع به دیگران، به دوستانش و حتّی بعضی وقت ها به خودش، آسیب می رساند.

حالا، ما که هر کداممان، یک گل محمّدی هستیم؛ این خارها در ما، همان رفتارها و کردارهای بد و زشت ماست؛ شیطان بعضی وقت ها ما را گول می زند.

هر چه ما بیش تر حرف شیطان را گوش کنیم و کارهای بد انجام دهیم و رفتار ما بد باشد، خارهای ما بزرگ تر و بیش تر می شود.

هر چه قدر که کارهای خوب بکنیم و رفتار خوب داشته باشیم، این خارها، یواش یواش کوچک تر و کم تر می شوند. آن وقت گلی می شویم بسیار خوش بو که هر کسی از آن خوشش می آید و از دیدنش لذّت می برد.

  نوشته شده در  85/11/02ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

سال های زیادی است که با شعار افت تحصیلی، به طور متناوب، پایه های آموزش و پرورش خود را هدف قرار داده ایم: روش تدریس، آموزگار و معلّم، دانش آموز، محیط آموزشی و دیگر عوامل آموزشی.

بهتر است به جای افت تحصیلی از عبارت افت کیفیت تحصیل استفاده نماییم. عامّه ی مردم، تصوّری از ضعف آموزش و پرورش کشورمان دارند و همانند بعضی از مدیران ارشدمان فقط به آمار می نگرند. متأسّفانه، بعضی از مدیران مناطق و مدیران مدارس ما هم از این عامل جهت فشار بر آموزگار استفاده می نمایند و از آن به عنوان توانایی یک آموزگار و معلّم استفاده می کنند. هر چند این امر علنی نیست، ولی در عمل ملاک قرار می گیرد.

هدف این قسمت از وبلاگ، انتقادی است سازنده. جهت ترمیم ضعف آموزش و پرورش کشور عزیزمان باید اهداف را صحیح انتخاب کنیم و تصمیمات صحیحی هم اتّخاذ نماییم.

چند دلیل افت کیفیّت تحصیل:

روش تدریس: نماد آموزش و پرورش است و نشان آن هم کتاب. در این قسمت تغییرات شگرفی در جریان بوده و قرار دارد. هر چند در بعضی موارد ایراداتی دارد ولی در مسیری گام بر می دارد که نهایت آن تکامل است! البتّه باید همواره در جهت تکامل گام برداریم، زیرا علم همواره پیشرفت می کند و ما همواره نیاز داریم تا به سوی تکامل حرکت کنیم.

معلّم و آموزگار: اگر پیشرفت ۶-۷ ساله ی علم را در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن این نکته که آموزگار ما کی(!) دوره ی تربیت معلّم را گذرانده، پس راه و روشی هم که استفاده می کند، باید تغییر نماید. این امر هم با دوره های اندک ضمن خدمت کوتاه مدّت، محقق می شود. ما برای انجام این دوره ها نیاز به جهش داریم. باید به آموزگارمان تکنیک و تاکتیک های جدیدی بیاموزیم.
اصلاً، آموزگارمان را باید خلّاق بار بیاوریم تا دانش آموزانی خلّاق داشته باشیم. چه قدر در این راه گام برداشته ایم؟ چه قدر از آموزگارمان حمایت و پشتیبانی فنّی کرده ایم؟ صدور بخشنامه با تربیت فنّی فاصله ی زیادی دارد.

دانش آموز: فرض بگیریم که روش تدریس ما صحیح و آموزگار هم به لحاظ فنّی کامل و آماده است، حال آموزش و پرورش ایرادی ندارد؟ چرا، یک پایش می لنگد! دانش آموز ما در بسیاری از موارد، آمادگی دریافت و استفاده از امکانات را ندارد. چرا؟
بعضی از دلایل عدم آمادگی دانش آموز:
 - بعضی وقت ها، دانش آموز بدون صبحانه خوردن در کلاس حاضر می شود. درباره ی این مورد در گذشته مطالبی بیان شده است. در چرخه ی آموزشی این ضربه، غیر قابل جبران است.
 - سوء تغذیه: در خانواده های متوسط و مرفّه بیش تر به صورت استفاده از خوراکی های نامناسب دیده می شود، و در خانواده های محروم، محرومیّت از خوراکی که نیازهای جسمانی کودک را برطرف نماید.
 - والدین: بله بی محابا می گویم والدین!
 - و ...

والدین: در این جا، نظر به اهمّیّت، والدین را به عنوان رکنی از نظام آموزش و پرورش در نظر می گیرم. در این مورد، چه قدر فرهنگ سازی کرده ایم؟ مگر والدین نقشی در آموزش و پرورش کلاسیک دارند؟! ندارند؟!
خوب، بهتر بنگریم. وظیفه ی والدین تنها با تأمین مادّی و سیر کردن شکم کودک پایان نمی یابد. چند نفر از والدین، قبل از خواب برای کودک خود داستان می خوانند یا بیان می کنند؟ آموزش قرآن و اصول دینی چه طور؟ اصول اخلاق و رفتار چه طور؟
ببینید، هدف سرزنش و نکوهش نیست! بلکه هدف، نشان دادن افراط و تفریطی است که در این کار صورت می گیرد.
بسیاری از والدین (کمابیش همه)، از زندگی و سیره ی پیامبران و امامان و اولیاء خدا و نیز، زندگی علماء و دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی آگاهند. از دانشمندان ایرانی هم ابن سینا، اسوه است. نقش والدین آنان چه قدر بوده است؟

والدین و خانواده نقش مهمّی در تربیت کودک خود دارند؛ آیا این نقش کم رنگ نشده است؟!

  نوشته شده در  85/06/12ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

داستانک نام وبلاگی است بسیار جالب که نویسنده در آن داستان های کوتاه و خواندنی را بیان می کند. یکی از بهترین آن ها را برایتان نقل می کنم. شما می توانید بقیّه ی داستان ها را از وبلاگ داستانک به این نشانی بیابید:        http://dastanak-story.blogfa.com/

سنگ تراش

روزی سنگ تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه ی بازرگانی عبور می کرد. در باز بود و او خانه مجلّل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدّت ها فکر می کرد از همه قدرتمند تر است. تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور می کرد. او دید که همه ی مردم به حاکم احترام می گذارند، حتّی بازرگانان.
مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قویتر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حال که روی تختی روان نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدّتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود فکر کرد که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد، ولی وقتی به نزدیکی صخره ای رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که پس صخره قوی ترین چیز در دنیاست و تبدیل به آن شد. همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگ تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

  نوشته شده در  85/05/09ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

کلامی دوستانه با والدین دانش آموزان برای سال تحصیلی آینده

تقاضا دارم قبل از مطالعه این مطلب، پست قبلی این وبلاگ را بخوانید. مطلبی که در پیش رو دارید، به نوعی برنامه ریزی برای سال تحصیلی آینده است.
اگر خواست خدا باشد، قسمتی از مطالبی می تواند باشد که در اوّلین جلسه ی انجمن اولیاء ومربّیان در سال آینده بیان شود.

- محیط ساده و آرامی برای بچّه ها و خودمان ایجاد نماییم.

- به زمان خواب، استراحت و تغذیه ی کودکان اهمیّت دهید.

- به فرزندانمان بیاموزیم که انتظارات خود را تعدیل نمایند.

- آموزش با پرورش و تربیت همراه است. از تذکر نکات تربیتی به فرزندانتان هرگز نهراسید (و یا خدای نکرده در صدد مقابله برنیایید).

- خیلی مهمّ است که همیشه تفاوت های فردی را در نظر داشته باشیم. هرگز خودمان و فرزندمان (و ویژگی ها) را با دیگران مقایسه نکنیم. حتّی نباید بین دو فرزند خود مقایسه داشته باشیم.
خداوند به هر کسی در یک جنبه استعداد بیشتری داده است و هیچ فردی کامل نیست(سر نیست و برتری ندارد). به دست هایمان بنگریم، خداوند پنج انگشت را یکسان نیافریده است و هر انگشتی را بهر کاری آفریده است.

- توجّه داشته باشیم که هم اکنون آموزش ابتدایی ما در دوران تحوّل قرار دارد. روش های تدریس و کتاب های درسی به خصوص آموزش زبان فارسی (بخوانیم وبنویسیم)، جدید می باشد. البتّه در بعضی موارد، کتاب ها ناهماهنگی هایی دارند که آن ها به تدریج رفع می شوند و در مجموع قابل چشم پوشی هستند.

- مهمّ است که برای فرزندانمان، خودمان سرگرمی های جدید ایجاد نماییم. به دیگران واگذار نکنیم (به دیگران تحمیل نکنیم؛بارمان را به دوش دیگری نیندازیم).
در این جا لازم می دانم که مطلبی را از همین وبلاگ ذکر نمایم:
                                                                 http://madrese.blogfa.com/post-9.aspx

- بازی های رایانه ای را برای فرزندانتان تعدیل نمایید. ببینید قطع کردن و تحریم این بازی ها را توصیه نمی کنم.

- بازی هایی همانند لگو برای هر سن و سالی مفید است.

  نوشته شده در  85/04/01ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

با سلام. بار دیگر نوبت درو (برداشت) محصولات مدرسه فرارسیده است. محصولی که وارد نهمین ماه کاشت خود می شود.
و البتّه اگر نگاه عمیقی داشته باشیم، محصولی که سال ها در کانون گرم خانواده پرورش یافته و می یابد؛ و نیز تحت تعلیم دیگر مربّیان قرار داشت و در آینده نیز قرار می گیرد.

حالا این محصول ارجمند (دانش آموزان) چه تغییراتی یافته اند و چه نگرش هایی گرفته اند!

و حالا اولیاء گرامی، شما در این راه، چه مقدار سهیم بوده اید و یا خواهید بود؟!

التماس دعا!

  نوشته شده در  85/03/02ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

به فرزندم بياموزيد در مدرسه بهتر است مردود شود، امّا با تقلّب به قبولی نرسد. ارزش های زندگی را به او ياد بدهيد و به او ياد بدهيد كه در اوج اندوه، تبسّم كند. به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتی وجود ندارد. به او بياموزيد كه می تواند براي فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، امّا قيمت گذاری برای دل بی معناست. اگر می توانيد نقش مهم كتاب را در زندگی آموزش دهيد.
در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد، امّا از او يک ناز پرورده نسازيد.
توقّع زيادی است امّا ببينيد كه می توانيد چه كار كنيد
!

نشانی اصل مطلب:                            http://graas.blogfa.com/post-7.aspx

  نوشته شده در  85/02/16ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

آموزگار محترم، اين نكته را هم با اولياى دانش آموزان خود در ميان بگذاريد.
دکتر حیدر تورانی

والدين عزيز، به خاطر داشته باشند كه تنها تأمين وسايل رفاهى و پرداخت هزينه هاى تحصيلى و حتى تشويق هاى زبانى و مادى نمى تواند، در موفقيت فرزندانشان براى كسب علم و دانش تأثير زياد داشته باشد. اگرچه اين كار بى تأثير نيست، امّا شواهد و تجربه ها نشان مى دهند، خانواده هايى كه به جاى هزينه كردن زياد از لحاظ مادّى، از وقت خود مايه مى گذارند، يعنى به عبارت روشن تر، وقت بيش ترى براى فرزندانشان صرف مى كنند، شاهد موفقيت بيش تر آنان هستند.

والدينى كه بخشى از اوقات مفيد خويش را صرف پيگيرى و انجام كارهاى تحصيلى فرزندانشان مى كنند، دست فرزند خويش را مهربانانه در دستان خود مى گيرند و براى خريد و تأمين وسايل او به فروشگاه ها و كتابخانه ها و كتاب فروشى هاى متعدد مراجعه مى كنند، آن ها را در انجام تكليف هاى مدرسه اعم از: برنامه هاى آموزشى و امتحانات، فوق برنامه هاى مدرسه (اردو، بازديد، كلاس هاى تقويتى و…) همراهى مى كنند، هر از چندگاه نيز منتظرش مى مانند تا كارهايش را انجام دهد و به اتفاق به خانه برگردند، تا پاسى از شب به بهانه هاى گوناگون، كنار فرزند خويش بيدار مى مانند و فرصت مطالعه را براى او فراهم مى كنند تا خواب زود هنگام به سراغ چشمانش نيايد، و يا محيط خانه را براى مطالعه ى او آماده مى كنند و دست از مهمان بازى بى دليل برمى دارند، در واقع انگيزه هاى درونى و تعهدات اخلاقى وى را براى درس خواندن بيش تر مى کنند.

نتيجه اين كه:
والدينى كه به رغم توان و بضاعت مالى كم، بيش ترين وقت را براى فرزندانشان صرف كرده اند، در مقابل خانواده هايى كه بيش ترين توجه را تنها به تأمين نيازهاى مادى فرزندانشان كرده اند، در دراز مدت، نتايج بهترى گرفته اند.

برگرفته شده از اینترنت (مجلّه ی رشد آموزش ابتدایی، دوره ی نهم، شماره ی دو، آبان 84)
فایل pdf این مقاله را می توانید از نشانی زیر دریافت نمایید:
                                    http://www.roshdmag.org/ArticleInfo.aspx?articleid=710

  نوشته شده در  85/01/01ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 

هشدار! کارشناسان حفره ی تربیتی مهم و خطرناکی را در نسخه ی امروزی فرزندانتان یافتند! در اسرع وقت وصله ی اصلاحی آن را از سایت خانواده ی خود دانلود نمایید!
تصوّر کنید که هشداری مانند این مورد در دنیای اینترنت و رایانه چه تأثیری در ما دارد. بلافاصله اقدامی انجام می دهیم تا گرفتار ویروس یا ... نشویم. آیا فرزندان ما از اینترنت و رایانه ارزش کم تری دارند.

نکته: در بعضی از موارد، چنین اتّفاقاتی برای فرزندان ما می افتد. آن هم نتیجه ی توجّه بیش از حد به فرزند یا عدم توجّه به وی می باشد. حالا ما که در پیدا کردن منشأ آن استادیم! یا تقصیر فلان هم کلاسی اش است! یا تأثیر محیط زندگی است! یا کوتاهی از معلّم است! یا تقصیر پرنده ای است که در آن سوی دنیا آزادانه پرواز می کند! یا ... .
پس ما والدین در این مورد نقشی نداریم! بنابراین نباید ادّعایی داشته باشیم!

دلیل طرح این مورد، تغییر نگرشی است که ما باید در خود ایجاد کنیم!

  نوشته شده در  84/12/27ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM