تبليغاتX
آموزش ابتدایی (مدرسه)
 
مدرسه، آموزش ابتدایی، تدریس و مطالب آموزشی سودمند، نمونه سؤال
 

سال های زیادی است که با شعار افت تحصیلی، به طور متناوب، پایه های آموزش و پرورش خود را هدف قرار داده ایم: روش تدریس، آموزگار و معلّم، دانش آموز، محیط آموزشی و دیگر عوامل آموزشی.

بهتر است به جای افت تحصیلی از عبارت افت کیفیت تحصیل استفاده نماییم. عامّه ی مردم، تصوّری از ضعف آموزش و پرورش کشورمان دارند و همانند بعضی از مدیران ارشدمان فقط به آمار می نگرند. متأسّفانه، بعضی از مدیران مناطق و مدیران مدارس ما هم از این عامل جهت فشار بر آموزگار استفاده می نمایند و از آن به عنوان توانایی یک آموزگار و معلّم استفاده می کنند. هر چند این امر علنی نیست، ولی در عمل ملاک قرار می گیرد.

هدف این قسمت از وبلاگ، انتقادی است سازنده. جهت ترمیم ضعف آموزش و پرورش کشور عزیزمان باید اهداف را صحیح انتخاب کنیم و تصمیمات صحیحی هم اتّخاذ نماییم.

چند دلیل افت کیفیّت تحصیل:

روش تدریس: نماد آموزش و پرورش است و نشان آن هم کتاب. در این قسمت تغییرات شگرفی در جریان بوده و قرار دارد. هر چند در بعضی موارد ایراداتی دارد ولی در مسیری گام بر می دارد که نهایت آن تکامل است! البتّه باید همواره در جهت تکامل گام برداریم، زیرا علم همواره پیشرفت می کند و ما همواره نیاز داریم تا به سوی تکامل حرکت کنیم.

معلّم و آموزگار: اگر پیشرفت ۶-۷ ساله ی علم را در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن این نکته که آموزگار ما کی(!) دوره ی تربیت معلّم را گذرانده، پس راه و روشی هم که استفاده می کند، باید تغییر نماید. این امر هم با دوره های اندک ضمن خدمت کوتاه مدّت، محقق می شود. ما برای انجام این دوره ها نیاز به جهش داریم. باید به آموزگارمان تکنیک و تاکتیک های جدیدی بیاموزیم.
اصلاً، آموزگارمان را باید خلّاق بار بیاوریم تا دانش آموزانی خلّاق داشته باشیم. چه قدر در این راه گام برداشته ایم؟ چه قدر از آموزگارمان حمایت و پشتیبانی فنّی کرده ایم؟ صدور بخشنامه با تربیت فنّی فاصله ی زیادی دارد.

دانش آموز: فرض بگیریم که روش تدریس ما صحیح و آموزگار هم به لحاظ فنّی کامل و آماده است، حال آموزش و پرورش ایرادی ندارد؟ چرا، یک پایش می لنگد! دانش آموز ما در بسیاری از موارد، آمادگی دریافت و استفاده از امکانات را ندارد. چرا؟
بعضی از دلایل عدم آمادگی دانش آموز:
 - بعضی وقت ها، دانش آموز بدون صبحانه خوردن در کلاس حاضر می شود. درباره ی این مورد در گذشته مطالبی بیان شده است. در چرخه ی آموزشی این ضربه، غیر قابل جبران است.
 - سوء تغذیه: در خانواده های متوسط و مرفّه بیش تر به صورت استفاده از خوراکی های نامناسب دیده می شود، و در خانواده های محروم، محرومیّت از خوراکی که نیازهای جسمانی کودک را برطرف نماید.
 - والدین: بله بی محابا می گویم والدین!
 - و ...

والدین: در این جا، نظر به اهمّیّت، والدین را به عنوان رکنی از نظام آموزش و پرورش در نظر می گیرم. در این مورد، چه قدر فرهنگ سازی کرده ایم؟ مگر والدین نقشی در آموزش و پرورش کلاسیک دارند؟! ندارند؟!
خوب، بهتر بنگریم. وظیفه ی والدین تنها با تأمین مادّی و سیر کردن شکم کودک پایان نمی یابد. چند نفر از والدین، قبل از خواب برای کودک خود داستان می خوانند یا بیان می کنند؟ آموزش قرآن و اصول دینی چه طور؟ اصول اخلاق و رفتار چه طور؟
ببینید، هدف سرزنش و نکوهش نیست! بلکه هدف، نشان دادن افراط و تفریطی است که در این کار صورت می گیرد.
بسیاری از والدین (کمابیش همه)، از زندگی و سیره ی پیامبران و امامان و اولیاء خدا و نیز، زندگی علماء و دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی آگاهند. از دانشمندان ایرانی هم ابن سینا، اسوه است. نقش والدین آنان چه قدر بوده است؟

والدین و خانواده نقش مهمّی در تربیت کودک خود دارند؛ آیا این نقش کم رنگ نشده است؟!

  نوشته شده در  85/06/12ساعت   توسط عبدالعظیم کلته  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM