مدرسه، آموزش ابتدایی، تدریس و مطالب آموزشی سودمند، نمونه سؤال |
حدود دو سال گذشته، برای چهار دست پیراهن، پارچه خریدم در دو رنگ و از هر رنگ برای دو پیراهن. سال گذشته هم دو کت ارزان قیمت خریدم و برای هر کت دو شلوار مشابه سفارش دادم
.این لباس ها را هنوز هم دارم و می پوشم و خواهم پوشید. به تمیزی خیلی حساس هستم و بلافاصله لباس ها را عوض می کنم. به همین خاطر، دیگر یواش یواش رنگ از صورت پیراهن هایم می پرد
.حالا فکر کنید که برداشت دیگران از سر و وضع من چه می باشد ... ؟
!خوب این مردم و نظرات آن ها! حالا توجّه شما را به خواندن مطلب زیر از وبلاگ یکی از دوستانم به این نشانی
(http://www.turkmen.blogsky.com/?PostID=32) جلب می نمایم:نامه 1 سیاه پوست به 1 سفید پوست
سلام دوست سفید من
من وقتی به دنیا می آیم سیاهم
وقتی رشد می کنم سیاهم
وقتی زیر آفتاب می ایستم سیاهم
زمانی که بیمار می شوم سیاهم
وقتی می ترسم سیاهم
و وقتی می میرم باز هم سیاهم
ولی تو ای دوست سفید من:
وقتی به دنیا می آیی صورتی هستی
وقتی رشد می کنی سفید هستی
وقتی زیر آفتاب می ایستی سرخ می شوی
زمانی که بیمار می شوی سبز می شوی
وقتی احساس سرما می کنی آبی می شوی
هنگامی که می ترسی زرد می شوی
و وقتی می میری خاکستری می شوی
آنگاه به من می گویی رنگین پوست
آری، حکایت جالبی بود!
من هم آدمی هستم با خلق و خوی ثابت (و سر و وضع ثابت!) که سعی می کنم تا همیشه در جهت رشد و پیشرفت خودم و (مهم است) دیگران گام بردارم. و به هیچ وجه حاضر به پذیرش پیشرفت خودم با زمین زدن یا تخریب دیگران و روحیه ی آنان نیستم
.و حالا شما چگونه اید؟! ... این من هستم که خودم را می سازم و خودسازی می نمایم. دیگران هم به جای پرداختن به امور ظاهری یا باطنی من و دیگر یاران و دیگرسازی(!)، باید خود را بسازند و به فکر کمال نهایی خود باشند. آن گاه که به کمال هم رسیدند، به نهایت خواهند فهمید که هنوز اندر خم یک کوچه اند. آخر می دانید، من بارها به آن درجه ی کمال (با دانسته های ناقص خودم) رسیده ام و دوباره، شروع به خودسازی کرده ام!
... و در آینده این کار تکرار خواهد شد!
مدّتی بود که چیزی ننوشته بودم. شاید مطلبی قابل توجّه به ذهنم نرسیده بود یا نیافته بودم.
مطالب جالبی را در سایت مدرسه ی اینترنتی تبیان با عنوان یادگیری پایه به پایه مشاهده کردم که در چند قسمت به شرح زیر ارائه شده است:
قسمت اوّل: پیش دبستانی http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/18.htm
قسمت دوم: آمادگی http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/19.htm
قسمت سوم: اوّل دبستان http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/20.htm
قسمت چهارم: دوم دبستان http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/22.htm
قسمت پنجم: سوم دبستان http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/23.htm
قسمت ششم: چهارم دبستان http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/24.htm
قسمت هفتم: پنجم دبستان http://edu.tebyan.net/teacher/Tips-for-teacher/25.htm
از موارد بالا اوّل دبستان را انتخاب کردم که مطالبش را در زیر مشاهده می فرمایید:
قسمت سوم: اول دبستان
" معلم ها برای کتابخوانی به صدای بلند براي بچه ها دلایل خوبی دارند: بچه ها یاد می گیرند از داستانها لذت ببرند و زبان را ستایش کنند، با آنها لغت های جدید و معنی هایشان را یاد می گیرند، تجربیاتشان با اطلاعات جدیدی که می گیرند، گسترده می شود؛ و شاید مهم تر از همه آنکه تبدیل به شیفتگان کتاب می شوند. "
نانسی روزر استاد آموزش
از کتاب " به کودک خود کمک کنید تا خواننده کتاب کتاب شود "
بچه ها چه چیزی یاد می گیرند؟
اصول پايه
کلاس اول نقطه شروع مهمی برای بچه های کوچک است تا با اتکا به آن خود را عضوی از مدرسه " بزرگ " احساس کنند. خیلی از کارها برای آنها تازگی دارد، مثلاً شاید برای اولین بار در بوفه مدرسه غذا بخورند و برای اولین بار بدون نظارت مستقیم بزرگترها، در هوای آزاد بازی کنند. این تجربیات به کلاس اولی ها کمک می کند تا بیشتر حس استقلال کنند. کلاس اولی ها باید از مهارتهای اجتماعی ای که در پیش دبستان و آمادگی کسب کرده اند، به نحو کامل تری استفاده کنند. اما جادوی واقعی کلاس اول هنگامی رخ می دهد که بچه ها توانایی فهمیدن معنای واقعی حروف و اعداد را پیدا می کنند. وقتی که آماده می شوند و می توانند کليد این رمز را پیدا کنند و کلمات را بخوانند.
زبان و خواندن و نوشتن
معمولا کلاس اول را، پایه ای می دانند که در آن بچه ها خواندن را می آموزند. در پایان سال اول همه بچه ها نمی توانند به روانی بخوانند، اما اغلب آنها اولین قدم های استوار را به سوی روان خوانی برداشته اند. مجموعه مطالب خواندنی آنها شعرهای ساده، داستانهای الگودار و کتابهای غیر داستانی مبتدی را دربرمی گیرد. با اینکه کلاس اولی ها هنوز حس چندان رشد یافته ای از زمان ندارند، اما به داستانهای واقعی از زمانهای دور علاقه زیادی دارند، بنابراین کتابهای تاریخی ساده جزو خواندنی های محبوب آنهاست.
معلم اول ابتدایی باید در شنیدن صداهای حروف، نوشتن آنچه شنیده می شود و کشف زبان نوشتاری به بچه ها کمک کند. نوشتن نیز مانند خواندن، انواع گوناگونی در کلاس اول ابتدایی دارد. بچه ها تا فهم کامل زبان نوشتاری، املاهای مخصوص خود را " اختراع " می کنند. فعالیت های نوشتاری مثل نوشتن دفتر روزانه، داستاهای کوتاه خلاق یا ثبت کردن کارهای خودشان بسیار مفید است.
ریاضی
کلاس اولی ها شروع به جذب مفاهیم ریاضی انتزاعی تر می کنند. بچه ها با زمان، پول و معنی اعدادی آشنا می شوند که بزرگتر از آن چیزی هستند که می توانند بشمارند و چون هنوز بهترین راه یادگیری شان از طریق اشیای فیزیکی است، وجود وسایل کمک آموزشی مثل مکعب ها و میله ها در کلاس برایشان ضروری است.
آنها حل مسائل جمع و تفریق را شروع می کنند. یاد می گیرند دوتا دوتا، پنج تا پنج تا یا ده تا ده تا بشمرند، که بعدها در حل معادلات ریاضی به کارشان خواهد آمد، آنها را شکل های هندسی دو و سه بعدی هم آشنا می شوند.
علوم
معلمان، کلاس اولی ها را تشویق می کنند تا جواب سؤالهایشان درباره جهان طبیعی را خودشان پیدا کنند و یادبگیرند الگوهایی را در جهان بیابند. ممکن است با مفاهیمی هم روبرو شوند که آنها را وادار کند بیشتر از آنچه به طور مستقیم می فهمند، درک کنند مثلاً اینکه موجودات زنده از ذرات کوچکی تشکیل شده اند. اکتشافات معمولی علمی شامل آب و هوا، اعضای بدن انسان و شناسایی ویژگی های گیاهان و جانوران می شود. بچه ها علاوه براین می توانند با حرکت و نحوه هل دادن و کشیدن اشیاء هم آزمایش کنند.
مطالعات اجتماعی
مطالعات اجتماعی کلاس اولی ها در چارچوب دنیای خانواده، مدرسه و محله قرار دارد. کلاس اولی ها می توانند تفاوت بین رویدادهایی که در گذشته، حال و آینده رخ می دهند می فهمند هر چند که هنوز آمادگی ارتباط دادن معانی واقعی را به دوره های زمانی متفاوت را ندارند. رویدادهایی که 20 یا 1000 سال قبل رخ داده اند، برای کلاس اولی ها فقط " گذشته " هستند مگر اینکه به موضوعی مربوط شوند که بچه ها با آنها آشنا باشد، مثلاً اینکه بگویند : " آن زمانی که مادربزرگت بچه بود. "
از نظر اجتماعی، کلاس اولی ها مستقل تر هستند و بیشتر مسؤولیت کارهای خود را می پذیرند. بنابراین دانستن نحوه رعایت مقررات و مراقبت از خود برایشان مهم می شود. یک نکته مهم تر دیگر برای کلاس اولی ها داشتن توانایی پیدا کردن راه و چاه مدرسه ( مثلاً پیدا کردن کلاس، دستشویی و ... ) است.
بچه ها چه جوری یاد می گیرند؟
فهم جهان مجرد
کلاس اولی ها به آهستگی و با کلی بازگشت در مسیر راه، از جهان بازی به جهان نشانه ها و مفاهیم نقل مکان می کنند. معنی این حرف این نیست که بازی دیگر برایشان اهمیتی ندارد، بلکه این یعنی یادگیری کلاس اولی سازمان یافته تر و با جریانی معمولی تر می شود. اما هنوز جای زیادی برای اکتشافات شخصی بچه در این روال وجود دارد.
اولین گام ها
برای اینکه نحوه کار و رشد مغز شاگرد کلاس اولیتان را درک کنید، اولین قدم های یک کودک نوپا را به خاطر بیاورید. قبل از اولین گام های لرزان، بچه در خزیدن و چهار دست و پا رفتن استاد شده است. کلاس اولی ها هم همین قدم های اول را از اطلاعات آشنایی که داشتند به سوی جهان بزرگتر و انتزاعی برمی دارند. در این روزهای تازه به راه افتادن، کودک برای اینکه سریعتر به جایی برسد، دوباره به روش چهار دست و پا رفتن بر می گردد. به همین نحو کلاس اولی هم هنوز با گرفتن اطلاعات از طریق اکتشاف و بازی کردن، راحت تر است. مغز او در حال شروع به گرفتن چند مفهوم در یک زمان و سپس برقراری ارتباط بین آنهاست.
یادگیری از اشتباهات
کلاس اولی با انجام دادن و اشتباه کردن، یاد می گیرد. ممکن است این اشتباهات ناامید کننده باشند، برای همین بچه ها به کسانی نیاز دارند که نکات مثبتی درباره نحوه یادگیری قوی آنها را به یادشان بیاورد. تا امروز، اغلب رشد و یادگیری بچه ها بخشی از فرآیندی طبیعی بوده که در دنیاهای آسوده و راحت بازی و خانه صورت می گرفته اند. ممکن است آنها کلی زحمت کشیده باشند تا یاد بگیرند توپ را چطور شوت کنند اما هیچ کس به این کار آنها نمره نداده است یا به اینکه این کار چقدر زمان برده، توجه نکرده است.
در کلاس اول بچه ها شروع به کسب مهارت در حوزه هایی می کنند که کاملاً در آنها احساس راحتی نمی کنند و تازه به خاطر این کارها باید نمره هم بگیرند. از آنها خواسته می شود کارهای مشکلی انجام دهند وبرای اولین بار حس می کنند که در حال مبارزه هستند. این شرایط جدید گاهی بچه های با اعتماد به نفس را هم درباره توانایی های خود به شک می اندازد. در گذشته آنها در کار خود " استاد " بوده اند اما الان فشار یادگیری خواندن و درک مفاهیم سخت و پیچیده ریاضی و علوم را روی دوش خود احساس می کنند. بنابراین کلاس اولی ها باید در محیطی مملو از هیجان و تشویق قرار بگیرند و الگوهای مناسبی از نحوه یادگیری از اشتباهات را در دسترس داشته باشند.
کلامی دوستانه با والدین دانش آموزان برای سال تحصیلی آینده
تقاضا دارم قبل از مطالعه این مطلب، پست قبلی این وبلاگ را بخوانید. مطلبی که در پیش رو دارید، به نوعی برنامه ریزی برای سال تحصیلی آینده است.
اگر خواست خدا باشد، قسمتی از مطالبی می تواند باشد که در اوّلین جلسه ی انجمن اولیاء ومربّیان در سال آینده بیان شود.
- محیط ساده و آرامی برای بچّه ها و خودمان ایجاد نماییم.
- به زمان خواب، استراحت و تغذیه ی کودکان اهمیّت دهید.
- به فرزندانمان بیاموزیم که انتظارات خود را تعدیل نمایند.
- آموزش با پرورش و تربیت همراه است. از تذکر نکات تربیتی به فرزندانتان هرگز نهراسید (و یا خدای نکرده در صدد مقابله برنیایید).
- خیلی مهمّ است که همیشه تفاوت های فردی را در نظر داشته باشیم. هرگز خودمان و فرزندمان (و ویژگی ها) را با دیگران مقایسه نکنیم. حتّی نباید بین دو فرزند خود مقایسه داشته باشیم.
خداوند به هر کسی در یک جنبه استعداد بیشتری داده است و هیچ فردی کامل نیست(سر نیست و برتری ندارد). به دست هایمان بنگریم، خداوند پنج انگشت را یکسان نیافریده است و هر انگشتی را بهر کاری آفریده است.
- توجّه داشته باشیم که هم اکنون آموزش ابتدایی ما در دوران تحوّل قرار دارد. روش های تدریس و کتاب های درسی به خصوص آموزش زبان فارسی (بخوانیم وبنویسیم)، جدید می باشد. البتّه در بعضی موارد، کتاب ها ناهماهنگی هایی دارند که آن ها به تدریج رفع می شوند و در مجموع قابل چشم پوشی هستند.
- مهمّ است که برای فرزندانمان، خودمان سرگرمی های جدید ایجاد نماییم. به دیگران واگذار نکنیم (به دیگران تحمیل نکنیم؛بارمان را به دوش دیگری نیندازیم).
در این جا لازم می دانم که مطلبی را از همین وبلاگ ذکر نمایم:
http://madrese.blogfa.com/post-9.aspx
- بازی های رایانه ای را برای فرزندانتان تعدیل نمایید. ببینید قطع کردن و تحریم این بازی ها را توصیه نمی کنم.
- بازی هایی همانند لگو برای هر سن و سالی مفید است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|