مدرسه، آموزش ابتدایی، تدریس و مطالب آموزشی سودمند، نمونه سؤال |
چندی پیش مطلبی درباره ی افت تحصیلی در روزنامه ی اطلاعات روز پنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۷ خواندم که بد ندیدم آن را با شما در میان بگذارم:
مفهوم و علل افت تحصیلی
افت در لغت به معناي افتادن، نقصان، كاستي و كاهش است و اصطلاح آموزشي آن افت تحصيلي است كه در معناي عام به مردودي دانشآموزان و تكرار پايهي تحصيلي اطلاق ميشود.
افت تحصيلي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد:
الف) افت تحصيلي آشكار (كمي): به تعداد آمار مردودي هر پايه و تكرار آن اطلاق ميشود.
ب) افت تحصيلي پنهان (كيفي):
افت تحصيلي پنهان (كيفي) به دو دسته تقسيم ميشود:
الف: شامل دانشآموزاني ميشود كه براي جلوگيري از مردود شدن با توسل به شيوههاي مختلف اقدام به گرفتن نمره نموده و جان به سلامت ميبرند كه ممكن است ضعف خود را درپايههاي بالاتر نشان داده و يا آن را جبران كنند.
ب: افت را اگر به معناي كاهش بگيريم هرگونه كاهش در رسيدن به اهداف آموزش و پرورش اعم از علمي و تربيتي و پرورشي افت محسوب ميشود كه به چند مورد اشاره ميشود:
1- يكي از اهداف آموزش و پرورش ساختن افرادي است كه بتوانند با استفاده از آموختههاي خود بر مشكلات فائق آيند بنابر اين وجود مشكلات خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و.. و ناتواني افراد براي غلبه بر آنها نوع ديگري از افت تحصيلي را نشان ميدهد.
2- اهداف آموزش و پرورش در هر جامعهاي انتقال ميراث فرهنگي جامعه به نسلهاي بعدي است بنابراين به همان تعداد كه در جامعهاي افراد بيتوجه به ارزشهاي فرهنگي جامعه وجود داشته باشد يا به همان نسبت كه ارزشهاي فرهنگي در درون افراد نهادينه نشده باشد (افت ارزشها) آموزش و پرورش در رسيدن به اهداف خود دچار افت گرديده است. نمونههاي آن تقلب كردن دانشآموزان در جلسه امتحان، رواج دروغگوئي در جامعه، ريا، فريبكاري و غيبت، است.
3- به هر ميزان جامعهاي تا رسيدن به مرز خودكفائي فاصله داشته باشد، افت روشهاي آموزش را در حدي كه وظيفه آموزش و پرورش است، نشان ميدهد. زيرا با 12 سال كه افراد اعم از زن و مرد در مدرسه ميگذرانند چنانچه نظام آموزشي پويا و از انعطاف لازم برخوردار باشد، بايستي بتواند افرادي را تربيت كند كه ضمن آنكه گليم خود را از آب بيرون ميكشند، به رفع نيازهاي جامعه كمك كنند.
از علل افت تحصيلي:
1- ناپايداري مدارس (تعويض مكرر و هر ساله كادر اداري و آموزشي مدارس كه امكان برنامهريزي منسجم و چندين ساله را نميدهد)
2- عدم كارائي مشاورين مدارس (محدود شدن وظيفه مشاوره به هدايت تحصيلي صرف كه آنهم به درستي انجام نميگيرد)
3- كمبود فضا و تجهيزات و ساعات كارگاه و آزمايشگاه و كمررنگ شدن نقش آزمايش در تدريس و اكتفا كردن به تئوري.
4- عدم استفاده از تكنولوژيهاي روز در آموزش (سي ديهاي آموزشي - ويدئو پروژكتور - فيلمهاي آموزشي)
5- بيهويت شدن مدارس متوسطه با عمومي شدن سال اول و جدا كردن سال آخر به عنوان پيشدانشگاهي.
6- مديريت خودمحور و غيرمشاركتي مدارس و بيتوجهي به نظر معلمان در انتخاب مديران
7- كاربرد روشهاي تدريس غيرفعال و سنتي كه باعث خستگي دانشآموزان و بيتحركي آنها و فعال نشدن فكر و ذهن آنها ميشود.
8- عدم ثبات در اهداف و روشهاي آموزشي و پرورشي كه با تغيير دولتها به يكبار كل سياستگذاران و به تبع آن سياست گذاريها عوض ميشود.
9- وضعيت معيشتي نامطلوب معلمان كه باعث دو شيفته كار كردن و يا دو شغل بودن آنها ميشود و باعث ميگردد با روحيه مناسب در كلاس درس حاضر نشوند.
10- بيانگيزه بودن معلمان نسبت به مطالعه و در نتيجه تكرار مكرر مطالب بدون ايجاد جاذبه جديد براي دانشآموزان.
11- عدم بكار گماردن مديران آموزشي كارآمد كه دورههاي خاص مديريت آموزشي را علاوه بر رشته تخصصي خود گذرانده باشند در سطوح مختلف مديريتي.
12- كمبود فوق برنامههاي موثر و محدود شدن فوق برنامهها به برگزاري تعدادي مسابقه احكام و... (ناكارآمدي معلمان پرورشي)
13- جدا كردن امور آموزشي و پرورشي كه معلمان فقط به مسائل آموزشي ميپردازند.
جالب نبود! ولی نویسنده اش کی بود؟ معلوم نبود!
با سلام به دوستان عزیز
می دانید راه جالبی است؛ نشریه نگاه را می گویم؟! چه طور؟!
اگر آموزگار پایه اول باشید، پس از تدریس هر نشانه، می توانید از نشریه نگاه به خوبی استفاده نمایید.
نشریه نگاه را که به طور مرتب به مدارس(حتی مدارس دور افتاده) می رسد، پس از مطالعه ی همکاران، به طور مناسب ببرید(تقسیم نمایید) و پس از تدریس یک نشانه، آن ها را در اختیار دانش آموزان قرار دهید تا نشانه ی جدید(به غیر از اَ اِ اُ) را در آن بیابند و دورش خط بسته بکشند.
نتیجه ی کار، با وجود ریز بودن خطوط نشریه، جالب است! شما هم امتحان نمایید.
این تجربه برای والدین هم بسیار سودمند است. به جای نشریه نگاه می توانید از روزنامه یا مجله یا ... استفاده نمایید.
دیگر نشد ننویسم!
امسال همکاران بسیاری در منطقه ی ما، از نحوه ی سازماندهی نیروهای آموزش ابتدایی در مدارس و اعمال نفوذ برخی از مسئولین داخلی مدیریت محترم آموزش و پرورش منطقه در سازماندهی، گله و شکایت داشتند. البته این امر سال هاست که رواج دارد! چه کسی با همکاران ما درد دل می نماید؟! ...
مسئولیت ها هم در منطقه ی ما آبستن حوادثی همانند انتخابات مجلس می باشد؛ که اولین آن ها مدیریت آموزش و پرورش منطقه ی ماست! دریغ و صد دریغ از نقد و انتقادی که از عملکرد و خدمات آنان درآید ...! از عهده چه کسی برآید ...؟!
۲۰:۳۰
تعجّب ننمایید!
برنامه ی ۲۰:۳۰ چندی است حال و احوالی از وزیر محترم ما (آموزش و پرورش) می پرسد.
ایشان چندی پیش خبر خوشی دادند که امروز به ناخوشی شان ختم شد. ما که منتظر هستیم خبرها همیشه خوش باشد!
امشب هم، در این برنامه، صحبتی از استاندارد تعداد دانش آموز در کلاس شد. تعداد ۲۰ تا ۳۰ که آقای وزیر بیان فرمودند، متناسب با برنامه ی ۲۰:۳۰ بوده است! اساتید آموزش و پرورش ما ۱۰ سال پیش، استاندارد جهانی آن را ۱۸ نفر می گفتند.
خوب بگذریم؛ اگر وزیر محترم سری به استان سرسبز ما، گلستان، و شهرستان عزیز ما، آق قلا، بزنند، کلاس های بسیاری خواهند یافت که خارج از استاندارد وطنی(!) می باشد. بنده در آموزشگاهی تدریس می نمایم که همکارم در کلاسش ۳۹ دانش آموز دارد! در داخل شهر بالای ۴۰ نفر هم یافت می شود!
این امر حاکی از این است که آموزگاران محترم ما در کلاس هایشان کاری در حد معجزه انجام می دهند.
تأثیر اینترنت بر زندگی روزمره برای کسی پوشیده نیست. آن چنان دگرگونی در جوامع به وجود آورده است که نه تنها دسترسی به آن، بلکه سرعت و پهنای دسترسی به اینترنت نیز از عوامل مهم پیشرفت جوامع گردیده است.
اگر بخواهیم اینترنت را در کشور عزیزمان با کشورهای پیشرفته مقایسه نماییم؛ ما در عصر حجر زندگی می نماییم! عزیز من تهران را نمی گویم! شهر کوچک خودمان و نقاط دوردست و محروم کشورمان را می گویم!
مشکلات دسترسی به اینترنت، بلای جان وبلاگ بنده نیز گردیده است. بنده از بابت عدم به روز رسانی به موقع وبلاگ، از دوستان پوزش می طلبم.
قاراشمیش
در سال های گذشته متفکرین(شاید مدیران؟) آموزش و پرورش دم از استانداردهای آموزشی می زدند!
تلاش بر این بود که سطح علمی و کیفی خود در آموزش و پرورش را به استاندارد آموزشی جهانی(نترکید!) برسانیم! صحبت از تراکم دانش آموز در کلاس و تناسب تعداد معلم به دانش آموز بود... و ...!
آقا ما آینده ی آموزش و پرورش را فدای محدودیت منابع مالی کرده ایم! چطور؟
سال ها قبل اساتیدمان می گفتند که استاندارد جهانی و آرمانی تعداد دانش آموز در کلاس درس ۱۸ نفر است. حال این امر به عناوین مختلف زیر پا گذاشته می شود. بگذریم از این بحث که تراکم زیاد دانش آموز در کلاس یکی از عوامل افت تحصیلی(نه مردودی) و یا بهتر است بگویم افت بار علمی وی می شود.
قضیه از روزی آغاز شد که رشد جمعیّت کشور کمی کاهش داشت، بار مالی آموزش و پرورش هم بر دوش دولت کریمه از قدیم الایّام سنگینی می نمود! باور کنید هنوز هم این نظر وجود دارد که آموزش و پرورش یک نهاد صرفاً مصرفی می باشد.
حالا برگردیم چطور؟
گویا سال به سال (مالی) از وزارت محترمه آموزش و پرورش (من از صاحبنظران شنیدم) دستوری می رسد که شما امسال باید این قدر از بودجه بزنید(صرفه جویی داشته باشید!).
کمبود بودجه مساوی است با کمبود کلاس، کمبود نیرو و ... . سازمان ها و مدیریت های مناطق هم با هماهنگی، هر سال چند مدرسه را منحل می نمایند! چندین کلاس درس را ادغام می نمایند! دیگر به سادگی برای مدرسه ای معاون تعلّق نمی گیرد! مدیر هم باید در کلاس تدریس نماید! راست می گویم، مدیران مقاطع متوسطه باید تدریس نمایند! حالا برای سال های دیگه من نمی دانم!!! و به هر حال دارند صرفه جویی می کنند.
راستی آن شعار را به یاد دارید: با ساختن مدرسه ای(درست و حسابی نه شعاری)، زندانی را خراب کرده ایم.
التماس دعا
نکته ی جالبی است: با تجربه های آموزشی که در پایه های مختلف دوره ی ابتدایی دارم، می توانم به جرأت بگویم که دخترها از پسرها با هوش ترند!!!
زود قضاوت نکنید. این نظر فقط یک برداشت سطحی است.
در سنین دوره ی ابتدایی، رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی دخترها نسبت به پسرها بیشتر است و در آنان زودتر به وقوع می پیوندد.{ این امر در سنین بالاتر جبران می گردد.} بنابراین دخترها در سن و کلاسی مشابه با پسرها، قدرت یادگیری بیشتری دارند و در ظاهر باهوش ترند!
البته مهم است که تفاوت های فردی و موقعیت اجتماعی را همیشه در نظر داشته باشیم.
نظر شما چیست؟
آیا در دوره ی ابتدایی، تدریس در مدرسه ی دخترانه راحت تر و بهتر است یا در مدرسه ی پسرانه؟!!!
بعد از مدّت زمانی طولانی وبلاگ به روز می شود! دلیل آن هم دسترسی سخت و پرهزینه به اینترنت می باشد.
نکته ای درباره ی نمونه سؤال ها: ممکن است برای استفاده از نمونه سؤال ها، نیاز به تغییر فونت و اندازه ی قلم داشته باشید.
ممنونم و سال تحصیلی خوبی را آرزومندم.
نمونه سؤال جمله نویسی پایه سوم ابتدایی-۳
با سلام. تجربه ی جدیدی است. این آزمون ها، بیشتر جنبه ی تکرار و تمرین درس را دارند تا ارزشیابی. امیدوارم سودمند واقع گردد. لطفاً با نظرات سازنده ی خود، وبلاگ را در این امر یاری نمایید
.جمله نویسی پایه سوم ابتدایی تا صفحه ی 49
جمله نویسی پایه سوم ابتدایی تا صفحه ی 63
جمله نویسی پایه سوم ابتدایی تا صفحه ی 75
نمونه سؤال جمله نویسی پایه دوم ابتدایی-۳
با سلام. تجربه ی جدیدی است. این آزمون ها، بیشتر جنبه ی تکرار و تمرین درس را دارند تا ارزشیابی. امیدوارم سودمند واقع گردد. لطفاً با نظرات سازنده ی خود، وبلاگ را در این امر یاری نمایید
.جمله نویسی پایه دوم ابتدایی تا صفحه ی 56
جمله نویسی پایه دوم ابتدایی تا صفحه ی 70
نمونه سؤال جمله نویسی پایه سوم ابتدایی-۲
با سلام. تجربه ی جدیدی است. این آزمون ها، بیشتر جنبه ی تکرار و تمرین درس را دارند تا ارزشیابی. امیدوارم سودمند واقع گردد. لطفاً با نظرات سازنده ی خود، وبلاگ را در این امر یاری نمایید
.نمونه سؤال جمله نویسی پایه دوّم ابتدایی-۲
با سلام. تجربه ی جدیدی است. این آزمون ها، بیشتر جنبه ی تکرار و تمرین درس را دارند تا ارزشیابی. امیدوارم سودمند واقع گردد. لطفاً با نظرات سازنده ی خود، وبلاگ را در این امر یاری نمایید
.|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|